close
تبلیغات در اینترنت
خرید هاست
بررسی بورس 3 ( حقوقی )
loading...

تحلیل بازارهای مالی

    مفهوم و نقش " حقوقی " در بورس اوراق بهادار تهران چیست ؟ (( با عرض سلام ؛ متن زیر را حدود دو ماه قبل نوشته بودم ، در آن زمان به دلیل اینکه  بروز چالش های احتمالی را در نظرات کاربران سایت می دادم ، زمان را برای ارائه این نوع مطالب مناسب نمی دیدم  ؛  اما در حال حاضر با توجه…

بررسی بورس 3 ( حقوقی )

 

 

مفهوم و نقش " حقوقی " در بورس اوراق بهادار تهران چیست ؟

(( با عرض سلام ؛ متن زیر را حدود دو ماه قبل نوشته بودم ، در آن زمان به دلیل اینکه  بروز چالش های احتمالی را در نظرات کاربران سایت می دادم ، زمان را برای ارائه این نوع مطالب مناسب نمی دیدم  ؛  اما در حال حاضر با توجه به آنکه انتظار نوسانات شدید را از نظر تکنیکال برای بازار سرمایه در تابستان دارم تصور می کنم ارائه آن می تواند برای داشتن دیدگاه بهتری از سازوکار بازار سرمایه فعلی راهگشا باشد .

در بازارهای بورس معتبر جهان سهامداران حقوقی بزرگ عموما در مقام مالک و سهامدار اصلی سهم سعی در بهبود روشهای تولید و یا ارائه خدمات ، برنامه ریزی های بلند مدتی ، افزایش بهره وری  و رشد سودسازی سالانه شرکت متبوع خود دارند ، نگاه آنها به بازار در درجه اول نگاهی بنیادی ( فاندمنتال ) است ، اما رفتار حقوقی های بازار ما در دوره سقوط بورس تهران که در حال حاضر وارد نوزدهمین ماه آن شده ایم به ما چنین ذهنیتی را نمی دهد ، بیشتر با گروهی روبرو هستیم که عمده آنها حتی کوچکترین فرصت را برای فروش سهام در حجم های بالا و قیمتهای حداکثری آن هم به سهامداران حقیقی از دست نمی دهند . در واقع در بازار بورس ما جایگاه معنوی حقوقی ها بجای آنکه دیدگاه سهامدارعمده بودن و سرمایه گذاری و چشم انداز بلندمدتی داشتن را نشان دهد ، نشانگر دیدگاه " معامله گری " و استفاده از فرصتها برای فروش سهام در قیمتهای حداکثری است . با این شرایط ملاحظه می شود که دیدگاه خود اینها حتی به سهام تحت مالکیتشان دیدگاه بنیادی نیست ! با این شرایط چه جائی برای تحلیلگران بنیادی می ماند که افراد را به سهامداری بر روی سهامهای بنیادی دعوت می کنند ؟ بنیادی که حقوقی های ما بر مبنای عملکردشان خود به آن کوچکترین اعتقادی ظاهرا ندارند !

متن حاضر مفصلتر از این بود ، به دلیل اجتناب از چالش های احتمالی که تمایلی به ورود به آنها ندارم ، مصادیق و نمونه های عینی موارد مختلف را که در متن اصلی بود در متن حاضر نیاورده ام ؛ بیشتر هدف من پیش آگاهی دادن به سهامداران حقیقی بوده است . ))

 

با عبارات زیر آشنا هستیم :

-        حقوقی از سهم حمایت کرد :

 مثلا در روزی که سهم در لبه حمایت تکنیکالی خود دست و پا می زند و مشرف به ریزش است ، یکی از شرکتهای حقوقی سهامدار اصلی سهم که چند ده الی چند صد میلیون عدد شامل میلیاردها تومان از آن سهم را داراست ، در حجمی مختصر با میزان مالی گاهی زیر 10 میلیون تومان سهم مختصری در لبه حمایتی خرید کرده و نام این خرید را سهامدار حقیقی و بعضی تحلیلگران حمایت از سهم می گذارند ، آیا این حمایت از سهم است ؟ نکته ای که اکثر سهامداران حقیقی مطلقا به آن دقت ندارند توجه به " میزان کل سهم موجود در بورس شرکت مربوطه ، میزان دارائی سهام سهامداران عمده حقوقی از آن سهم و تغییرات آن در بازه های زمانی سه ماهه ، میزان شناوری سهم که درصدی از آن هم در دست همین حقوقی ها است و میزان معاملات میانگین روزانه سهم در بازه های زمانی سه ماهه به بالا و میزان ریالی آن است " ، با توجه به این موارد نکته مهمی مشاهده می شود ، اینکه هر " یک درصد " از نزول سهم با توجه به میزان موجودی سهام این سهامدار حقوقی و بسته به میزان کل سهم شرکت بورسی مربوطه در بازار بورس ،  گاهی برابر چند ده الی چند صد و در سهامهای بزرگ گاهی چند میلیارد تومان ضرر برای همین حقوقی به ظاهر حمایت کننده از آن است . آیا این از دست رفتن سرمایه برای آن شرکت حقوقی اهمیت ندارد ؟

-        حقوقی در هر صورت برنده است و در بدترین شرایط هم در ضرر نیست :

برای بررسی صحت و سقم این مورد باید دید عمده حقوقی های بازار چه شرکتهائی با چه نحوه عملکردی هستند :

1 – سهامداران عمده که در نقش مالکان اصلی سهم ، مالکیت حجم و درصد اصلی و عمده یک شرکت بورسی را برعهده دارند .

2 – شرکتهای دیگری که در قالب یک شرکت بورسی خود نیز در بورس حضور دارند ( مانند بانکهای بورسی و یا هلدینگها و ... )  و در سهام شرکت دیگری با مقاصد مختلف سرمایه گذاری می کنند .

3 – شرکتهای تامین سرمایه که عمدتا وابستگی شبه دولتی دارند و یا به سایر شرکتهای بورسی خصوصا بانکها در سایه متعلق هستند ، اما در عمل عملکرد کاری آنها شفاف نیست ، یعنی بر مبنای نحوه کار آنها در بازار مشخص نیست که آیا وظیفه خود را معامله گری و کسب سود از نوسانات می دانند و یا سرمایه گذاری میان مدت یا بلند مدتی در سهام شرکتها ، گاه در مواردی مشاهده شده که شرکتهای مادر اینها در سایه و پشت پرده مالک عمده همان سهامی است که اینها روی آن معامله گری می کنند و در واقع بصورت بازوی اجرائی آنها در بازار هستند .

4 – صندوق های سرمایه گذاری : عمدتا این شرکتها عملکردی مشابه سهامدار حقیقی از خود نشان می دهند ، داشتن پرتفوی ، استفاده از نوسانات ، داشتن توامان دیدگاه کوتاه مدتی ، میان مدتی و بلند مدتی در چیدن سبد پورتفوی و همچنین درصدی موجودی نقدی بصورت اوراق سپرده بانکی و ... .

 حالا به ترتیب به این مورد توجه کنیم که آیا اینها بر مبنای همان نظر اغلب سهامداران حقیقی در ضرر نیستند ؟ قبل از ان اشاره به این موارد لازم است : افت بیش از سه برابری ارزش ریال به عنوان ارز ملی در بازه زمانی سال 1390 تاکنون ، تورم در همین بازه زمانی که با شدت و ضعف وجود داشته است ، افزایش چند برابری هزینه ها ( کل هزینه ها : بالاسری ، مواد اولیه ، پرسنلی و ... ) ، افزایش قیمت تمام شده کالا و همزمان کاهش تولید ، و در دوره یک سال و نیمه رکود اقتصادی اخیرکاهش شدید میزان فروش شرکتهای تولیدی و سرکوب قیمتی برای ممانعت از افزایش قیمت کالاها و مطالبات لاوصولی که بعضا بدهی دولت به آنها بوده است و پرداخت آن در زمان مقرر انجام نشده ، که موارد آخر مربوط به دوره رکود ، سهامداران حقوقی گروه اول یعنی مالکان عمده را در معرض مشکلات شدید قرار داده است  :

 1 – در مورد گروه اول یعنی سهامداران عمده مالک اصلی شرکتها عموما پیش فرض سهامداران حقیقی بر مبنای نوشته ها و نظراتی که در سایتهای اقتصادی و خصوصا بورسی می بینیم این است که اینها مثلا در قرعه کشی لاتاری ای حضور داشته اند و این شرکتها را به رایگان در این قرعه کشی برده اند ، البته در واقعیت چنین شرایطی نیست ، اما فرض کنیم که آنها دقیقا درست می گویند و چنین شرایطی بوده و هست ، آیا صیانت و حفاظت از سرمایه شرکتها که در مورد شرکتهای بزرگ و متوسط  بازار شامل سرمایه های ملی ما است و حفظ و مدیریت سرمایه اصل اول کاری آنها حتی با پیش فرض فوق نباید باشد ؟ آیا با شرایطی که از سال 90 تاکنون داشته ایم و در بالا مواردی از آن یادآوری شد ، شاهد بالا رفتن قیمت سهام و یا حتی برابری ارزش واقعی سهام آنها بر مبنای اصل ساده " قدرت خرید ریال " در حال حاضر با سالهای 89 و 90 هستیم ؟

2 – گروه دوم اغلب در بازار هیجانی سال 92 و یا در جابجائی های بلوکی سال 93 که با هدف کنترل بازار انجام می شد ، اکثرا به سهامهائی ورود کردند که با ریزش شدید قیمتی نسبت به زمان خرید و بالطبع ضرر بالائی مواجه شدند . این خرید ها بر مبنای چه استراتژی ای انجام می شده ؟ آیا نگاه بلند مدتی داشته اند ؟ اگر داشته اند در بازار هیجانی صعودی 92 و با قیمت بالا چرا خرید کرده اند ؟ و یا در بازار ریزشی زمستان 92 و 93 چرا در قیمت پائینتر و مناسبتری خرید نکرده اند ؟ آیا این خرید ها بر مبنای تصمیمات چه مراجعی خصوصا در شرکتهائی که خود در بورس بوده اند و ملزم به حفظ حقوق صاحبان سهام هستند و با چه مجوزی انجام می شده است ؟

3 – دیدگاه گروه سوم یعنی شرکتهای تامین سرمایه و امثال آنها بر مبنای عملکرد شان بسیار مشابه دیدگاه کاسبکاران جزء بازار سنتی ما است که یا تابع جو هیجانی مثبت و منفی بازار هستند و بازنده و همیشه در ضرر و یا با بیرحمی هر چه تمامتر به دنبال کسب سود های مقطعی هستند آن هم به هر قیمتی و با هر روشی و با بازی با بازار و اغلب با فروش در قیمتهای حداکثری به حقیقی ها و ورود و خروج به بازار در قیمتهای مناسب برای کسب سود .

4 – اکثر شرکتهای گروه چهارم بازنده های اصلی در بین حقوقی ها هستند ، صندوقهای سرمایه گذاری معمولا عملکرد منطقی تر و همراه با تحلیل تکنیکال و فاندمنتال از خود نشان می دهند و مدیریت ریسک و سرمایه برای آنها در اولویت است . در زمستان 92 و استارت نزول بورس این دسته از حقوقی ها تحت فشار شدید صاحبان واحدهای سرمایه گذاری شان برای دریافت اصل و سود سرمایه خود مطابق قیمت روز واحدهای سرمایه گذاری قرار گرفتند ، اینها در آن شرایط در هر قیمتی فروشنده بودند و یکی از عوامل تشدید ریزش بی رویه و شدید بورس در ماههای ابتدائی نزول آن شدند . با وضعیتی که درعملکرد اکثر آنها در آن زمان  دیده شد مشخص بود که تحت شرایط هیجانی بازار خصوصا در پائیز 92 نقدینگی لازم را برای پوشش چنین وضعیتی کنار نگذاشته بودند و با درصد بالائی از نقدینگی مبادرت به خرید سهام کرده بودند ، پرتفوی اینها بر مبنای رقابتهای بین خودشان شفاف نیست ، اما با توجه به آنکه در نرم افزار رهاورد نوین  ما به نمودار اینها دسترسی داریم ، بر مبنای نمودار و ریزش شدید اغلب اینها با استارت موج 4 نزولی بورس مشخص است که در بخش عمده ای از اینها بالای 90 درصد نقدینگی صندوقشان در بازار هیجانی 92 به سهام تبدیل شده بوده است ، یعنی مدیریت ریسک و سرمایه که اصل اساسی کار اینها مشابه سهامداران حقیقی باید بوده باشد ، در آن مقطع هیجانی بازار یکسره به دست فراموشی سپرده شده بوده است .

 رفتار سهامداری و معامله گری ( هر دو ) حقوقی های بازار بورس تهران گاه بسیار عجیب بوده است . بارها دیده ایم که در نقاط تریگر و استارت های موجهای صعودی بعضی از حقوقی ها بی وقفه و بی تحلیل و چند میلیونی ( سهم ) و چند میلیارد تومانی ( قیمت ) مبادرت به فروش سهامی ( مثلا اغلب بانکی ) که در آستانه صعود است می کنند و در قیمت پائین میلونها سهم خود را می فروشند . در حمایتهای اصلی تکنیکالی یا کلا موضع انفعالی پیش می گیرند و کاری نمی کنند و یا با مختصر خریدی که نشانه حمایت محکم نیست و بدتر از موضع انفعالی است ذهنیت سهامدار حقیقی را نسبت به سهم بی اعتماد و خود عامل شکست حتی حمایتهای محکم می شوند . پس از افرایش سرمایه ها بی وقفه حق تقدم می فروشند و روند حق و خود سهم را به نابودی می کشانند ، یا بالعکس سهمی که از نظر بنیادی وضعیت مناسبی ندارد و از نظر تکنیکالی در آستانه اشباع خرید است را در هر قیمتی ولو بالاترین قیمت با حجم بالا می خرند . در دوره ریزش ماههای اخیر در مواردی که مختصر بازار صعودی و کورسوی امیدی در بازار می بینند با حجم بالا و بالاترین قیمت سهام خود را به حقیقی می فروشند و بی اعتمادی و خراب شدن دیدگاه سهامدار حقیقی از نظر روانشناسی بازار نسبت به سهمی که خود آنها مالکان درصدی و حداکثری آن هستند برایشان هیچ اهمیتی ندارد و  ... .

 حال باید پرسید آیا همه حقوقی های بازار بورس تهران واقعا حرفه ای هستند ؟ آیا بر مبنای تحلیل بنیادی و بصورت بلند مدتی  که باید اصل اساسی برای حضور آنها در بازار بورس باشد عمل می کنند ؟ آیا از تحلیل تکنیکال سررشته ای دارند ؟ آیا بر مبنای عملکرد عجیب شان در بعضی موارد اصلا به تحلیل برای کار در بازار اعتقادی دارند ؟! آیا عبارتند از تعدادی مدیران اغلب انتصابی و عده ای کارمند که بدنبال دریافت حقوق و پر کردن ساعات کاری خود هستند و یا عده ای هستند که معتقد به رعایت اصول سرمایه گذاری ، رونق تولید به واسطه بازار سرمایه و کوشش برای صیانت و حفاظت از سرمایه تحت مالکیتشان می باشند ؟ با این تفاسیر آیا باید در غالب موارد رفتار حقوقی را در بازار بورس جدی گرفت و مطابق استراتژی و برنامه مدون دانست و از آن الگو گرفت ؟

 با این شرایط باز هم به نظر می رسد تحلیل تکنیکال برای " رصد ، تحلیل ، ارزیابی و پیش بینی بازار" ی با این وضعیت و کیفیت بهترین روش و در اولویت و با خطای کمتر باشد ، چرا که بر خلاف تحلیل بنیادی مبنای بررسی خود را بر قیمت و حرکت آن قرار می دهد  که ناخواسته خود این رفتارها بر مبنای آن حرکت می کنند و نه آمارها و صورتهای مالی و سایر موارد بنیادی سهام شرکتها که ظاهرا بر مبنای نحوه عملکرد و نحوه خرید و فروش حقوقی ها که صاحبان اصلی سهام شرکتها هستند ، خود آنها به این اطلاعات اعتقاد و اطمینان چندانی ندارند .

 

پوریا بازدید : 649 دوشنبه 08 تير 1394 زمان : 22:43 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط sasan در تاریخ 1394/4/13 و 13:39 دقیقه ارسال شده است

با سلام
استادان عزیز کمترین کاری که از دست ما برمیاد تشکر از تمام زحماتتان است...واقعا دست مریزاد
اگر ممکن هست نظرتون رو در مورد شکربن بفرمایید.
ممنون

این نظر توسط علي يوسفيان در تاریخ 1394/4/12 و 20:42 دقیقه ارسال شده است

اگر معاملات حقوقی ها بر مبنای حفظ منافع انجام میشد وضعیت شاخص اینگونه نبود و بازار به نفس نفس زدن نمی افتاد .بسیاری معتقدند حقوقی ها به دلیل داشتن اطلاعات دست اول حتما و الزاما در جهت درست وارد معامله میشوند در صورتی که در واقعیت چنین نمیباشد و اکثر انها متعهد به حفظ منافع صاحبان سرمایه نمیباشند .
پاسخ : البته استثنائات هم دارد ، مثلا من فروش سهام بانکی توسط اینها را در هر قیمتی در شرایط موجود بی منطق نمی بینم . شاید اینها به سهام بانکی تحت تملکشان به چشم کاغذ پاره ای نگاه می کنند که در برابر آن کسب نقدینگی ( با هر قیمتی ) برای گذران امور شان دارند می کنند . به متن تحلیل های ما از اسفند 92 تاکنون در مورد بانکها و ورشکستگی ناگزیر آنها در صورت ادامه روند کاری موجودشان نگاه کنید ، حال به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در هفته قبل نیز نگاه کنید :
آژیر ورشکستگی بانک‌ها به صدا درآمد .
( http://www.eghtesadonline.com/fa/content/87886 )

تنها چاره آنها برای گریز موقت از ورشکستگی توافق بر سر مناقشه هسته ای و ورود نقدینگی و برقراری ارتباط سویفت است و در دراز مدت تغییر اساسی در کلیت نحوه عملکردشان ./پوریا

این نظر توسط maryam در تاریخ 1394/4/12 و 9:36 دقیقه ارسال شده است

دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد خواستار اقدام بانک‌ها برای فروش دارایی‌های خود شد.
اگر عملی شود بر رشد این گروه تاثیر دارد؟
پاسخ : قطعاً بر افزایش نقدینگی بانکها و توان وام دهی اونها تاثیر مثبت خواهد گذاشت./مهران

این نظر توسط ali در تاریخ 1394/4/9 و 13:42 دقیقه ارسال شده است

سلام . ممنون از شما بابت اطلاعات مفیدتون

این نظر توسط omid در تاریخ 1394/4/9 و 8:10 دقیقه ارسال شده است

با سلام ضمن تشکر از سری تحلیل های خوبتان
مطلب ذیل از آقای عليرضا عسکرپور جالب است!
بازار متلاطم به سود کيست؟
تا حالا شده با خود بيانديشيد، چرا کساني که نقش تاثير گذاري در بازار دارند، از جهت گرفتن بازار جلوگيري مي کنند؟ چرا فلان حقوقي کلان از رشد قيمت جلوگيري مي کند و سهم خود را در قيمت پايين تري، آنهم آشکارا و با حجم بالا و بصورت آبشاري مي فروشد، در حالي که منطقي است با توجه به کشش بازار، اجازه افزايش قيمت را بدهد و بعد در قيمتهاي بالاتر، کم کم و نامحسوس و يا بصورت بلوک بفروشد؟ چرا همواره بازار در تلاطم منفي و مثبت است و آرامش و روند پايداري ندارد؟
جواب همه سوالات بالا در يک جمله خلاصه مي شود. «سوق دادن معامله گران به خريد و فروش!!» مهم اين است که من و شما همواره در حال «خريدن و فروختن» باشيم، منفي و مثبتش مهم نيست. هدف، برانگيختن طمع ما براي خريد هيجاني و ترساندن مان براي فروش هيجاني است. همه جور کندل و نمودار و شکست مقاومت و از دست رفتن حمايت و بمباران خبري که لازم باشد را برايمان تدارک مي بينند. با خودمان بيانديشيم، هم اکنون چه حادثه شگفت انگيز اقتصادي و يا سياسي در حال رخ دادن است که بورس ما به فاصله هر چند روز، هماهنگ و در بيشتر صنايع از اين پهلو برخاسته و به آن پهلو مي خوابد؟! چرا بيشتر صنايع با هم، گاه از صف خريد به فروش و بر عکس مي روند. تغيير قيمت 8 و يا 10 درصدي قيمت سهم در يک روز و چندين بار تکرار آن در ماه، با کدام فرمول و يا محاسبه اقتصادي قابل توجيه است؟
افت بيش از 50 درصدي «شتران» در بازگشايي و رشد مداوم و بي وقفه بيش از 100 درصدي، سوختن بيش از نيمي از سرمايه يکي پس از يکسال انتظار ناخواسته و بيش از دوبرابر شدن سرمايه ديگري، پس از يک ماه، با کدام قمارخانه قابل قياس است؟! در کدام بازار مکاره، کسي راضي مي شويد زير فشار ترس و هيجان، «شپنا» را با ضرر 67 درصدي نقد کند و سپس انگشت به دندان، گره هاي 12 درصدي را بشمارد و آنگاه که مي فروخت، به ذهنش هم خطور نکند که با اين 33 درصد باقي مانده از سرمايه اش کدام معدن طلا را مي خواهد بخرد؟!
دلايل اين رفتار معامله گران خرد و سهم گردانان بزرگ را خود شما بهتر از من مي دانيد، اما بسياري از اوقات، ما چيزي که درست جلوي چشممان است را نمي بينيم و يا مي بينيم، ولي در موج خروشان رفتارهاي بي منطق ديگران، کاري از دستمان بر نيامده و گاه در آن غرق مي شويم!
دليل اول، رفتار ناميمون نوسان گيري خريداران و فروشندگان کلان سهم است که خريد و فروششان در حجم سنگين بوده و روند حرکت سهم را تغيير مي دهند. براي آنها، سود نوسان گيري به مراتب بيشتر از سهامداري است. اگر يک سهم 100 توماني، با يک روند صعودي خوب، در يک ماه به 120 تومان برسد، 20% سود ناخالص براي شما و آنها خواهد داشت. همين سهم اگر سه بار بين 100 تومان و 110 تومان نوسان کند، مي شود حدود 30% (ناخالص) براي آنها و هنوز سهم بيشتر از 10% رشد قيمتي نکرده است که چشم گير باشد، افزون بر آن، پتانسيل 10% رشد را نيز ذخيره کرده است! من و شما نمي توانيم هميشه در کف بخريم و در سقف بفروشيم، ولي کساني که خودشان به سهم جهت مي دهند، با تکيه بر نقدينگي، اعتبار، حجم بالاي مالکيت سهم و هماهنگي با هم، بدون آنکه نابغه باشند، به راحتي مي توانند با تکيه بر اندکي روانشناسي بازار و پيش بيني انتظار ساير سهامداران، اين کار را بکنند. بديهي است، وقتي يک طرف معامله سود مي برد، طرف ديگر (يا خريدار آخر) ضرر داده است. اين سود را از جيب چه کسي بيرون کشيده اند؟ از جيب کساني که هيجان و اعتياد به خريد و فروش مداوم دارند. کساني که در يکي دو موج، 5 يا 6 درصد نوسان مي گيرند، در موج بعدي سنگين تر وارد مي شوند و 7 يا 8 درصد را پس مي دهند و يا با افتادن در روند نزولي، آنقدر با سهم مي مانند که ديگر فروشش توجيحي ندارد. (سخنم با برخي که با تکيه بر تجربه و روانشناسي همين بازار، خوب نوسان مي گيرند نيست) از همه اينها که بگذريم، در شرايط اين روزهاي بازار، يکايک معامله گران، دير يا زود به اين نتيجه مي رسند که از سهامداري چيزي بيرون نمي آيد و تنها راه پيش رو، نوسانگيري و يا خروج از بازار است که گزينه نخست، خود نويد بخش ورود بازيگران تازه کار و نحيف، براي سهم گردانان کارکشته و تنومند است.
دليل ديگر اينکه با هر خريد و فروش، 1.5% از جيب من و شما بابت کسورات (کارمزدهاي کارگزاري، شرکت بورس و غيره) بيرون مي آيد. اگر شما در ماه يکبار اين کار را انجام دهيد، مي شود 1.5% در ماه، ولي اگر 8 بار انجام دهيد، مي شود 12% در ماه!! با سهامداري من و شما، لقمه دندان گيري از کسورات نصيب کسي نمي شود. اين خريد و فروش مداوم است که کسورات خوبي دارد. درآمدي چشم گير، بدون ريسک و پيوسته که در آن سود يا زيان ما، براي برخي فقط درآمد است. ////

این نظر توسط رضایی در تاریخ 1394/4/9 و 1:23 دقیقه ارسال شده است

تشکر


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 499
  • کل نظرات : 7186
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 2484
  • آی پی امروز : 32
  • آی پی دیروز : 21
  • بازدید امروز : 68
  • باردید دیروز : 45
  • گوگل امروز : 8
  • گوگل دیروز : 3
  • بازدید هفته : 318
  • بازدید ماه : 1,156
  • بازدید سال : 8,504
  • بازدید کلی : 1,563,423
  • کدهای اختصاصی